سمت و سوی زندگیت را باید دگرگون کنی
از فکر به احساس .........از منطق به عشق..........و از قیاس به نغمه ای دلکش و عاشقانه.
این کاری ممکن است و شدنی است.زیرا نغمه و آواز و ترانه به دلهای ما نزدیک تر است تا فکر.
رابطه نغمه و دل،رابطه طبیعی است. بدیهی است عشق برای دل ،طبیعی تراز منطق است.
منطق را می آموزند اما عشق آمدنی است نه آموختنی.
عاشقی نه به کسب است و نه به اختیار.
عشق سرشت و سرنوشت ماست.
منطق اختراع اجتماع است.
عشق موهبتی الهی است.این موهبت رسیده از میراث فطرت ماست.
مسیحا برزگر/زندگی را به رقص آور